تبليغاتX
ترنم باران - وقتی از دعا خوندن لذت می بری....(دعای کمیل)
به نام خالق رویاهای سبز و آرزوهای آبی

بدون اغراق از زيباترين دعاهاست كه بندبند آن حس لذت خاصي  به من القا مي کنه...آره دعاي كميل

 

 

خدايا من كسي را كه گناهانم را ببخشد و بر اعمال زشتم پرده پوشد و كارهاي زشتم را به نيك بدل كند،به جز تو نمي يابم.خدايي جز تو نيست اي ذات پاك و منزه،و ستايش مخصوص توست و من به عصيان بر خود ستم كردم و از ناداني بر نافرماني تو جرات يافتم و دلم آرام و خاطرم آسوده به ايهن بود كه هميشه مرا ياد كردي و بر من لطف و احسان فرمودي.اي خدا،اي مولاي من،چه بسيار كارهاي زشتم را مستور كردي و چه بسيار بلاهاي سخت را از من بگردانيدي و چه بسيار از لغزشها مرا نگاه داشتي و چه بسيار مكروه ها و ناپسندها كه از من دور كردي و چه بسيار ثناي نيكو كه من لايق آن نبودم و تو از من بر زبانها منتشر ساختي.

...

اي خداي من،اي سيد و مولاي من ،آيا باور كنم كه مرا در آتش مي سوزاني با وجود آنكه به توحيد و يكتائيت گرويدم؟ و با آنكه دلم به نور معرفتت روشن گرديد ؟و زبانم به ذكرت گويا شد و در باطنم عقد محبتت استوار گرديد و بعد از آنكه از روي صدق و خضوع و مسكنت به مقام ربوبيت اعتراف كردم؟هيهات كه باور نمي كنم،تو اي خدا از آن كريمتر و بزرگوارتري كه آن كس را كه خود تربيت كرده اي ضايع گذاري و آنرا كه مقام قرب عطا كردي باز دور گرداني و آنرا كه بر در خود پناه دادي از درگاه رحمتت براني و آنرا كه خود كفايت امرش نموده و در حقش مهربان بوده اي باز به دست عقوبتش بسپاري و اي كاش اي خداي من و سيد من  مي دانستم كه آيا تو آتش قهر و عذابت را مسلط مي كني بر آن رخسارها كه در پيشگاه عظمتت سر به سجده عبوديت نهاده اند؟يا بر آن زبانها كه از روي دستي ناطق به توحيد تو و گويا به سپاس تواند؟يا بر آن دلها كه از روي صدق و يقين به خدايي تو معترفند؟يا بر آن جانها كه از علم و معرفت در پيشگاه جلالت خاضع و خاشعند؟يا بر آن جوارحي كه مشتاقانه به مكانهاي عبادت و جايگاه طاعتت مي شتابند و به اعتقاد كامل از درگاه كرمت آمرزش مي طلبند؟ و هيچكس به تو اين گمان نمي برد و چنين خبري از تو اي خداي با فضل و كرم به ما بندگان نرسيده است...

 

و اما زيباترين:"اي كه نامت دواي دردمندان و يادت شفاي بيماران است و طاعتت بي نياز از هرچه در جهان ،ترحم نما به جان كسي كه سرمايه اش اميد به تو و اسلحه اش گريه است.

 

 

ادامه دارد 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 7:14  توسط سارا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
خدا...خدا...خدا...
او با ماست ...همواره با ماست...نزدیکتر از آنچه تصور می کنیم.(نحن اقرب من حبل الورید)

از او دور می شویم اما باز منتظر ما می ماند تا به سویش باز گردیم...و او باز مهربانانه ما را می پذیرد...
او بی شک بهترین است...بهترین...
دوستت دارم ای دوست داشتنی ترین...

پیوندهای روزانه
پرسمان
خبرگزاری آفتاب
رسم انتظار
رهپویان وصال
پردیس من
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
پیوندها
رز سفید
انتظارفرج
پرچين راز
دانلود
ستون آزاد(طنز و کاریکاتور)
اشراق نور(سایت یکی از اساتیدمون)
بچه مثبت
سكوت دل
صراط منير
منتظر
آنچه در ضمير توست
تجلي عشق
حرفهاي خودماني
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM