![]() |
![]() |
|
| به نام خالق رویاهای سبز و آرزوهای آبی |
|
در ابتدا به آقا صاحب الزمان و همه شما عاشقان ائمه هتک حرمت به آستان مبارک حرمین شریفین در سامرا را تسلیت می گویم.. .آقا جان بیا که قلب تک تک ما را نشانه گرفته اند... بیا و شیعه را از این مظلومیت رها کن...بیا که سخت است تحمل این همه رنج...بیا که همه منتظرند... ای خدای من،ای پروردگار من و سید و مولای من از کدامین سختیهای امورم به سویت شکایت کنم؟ و از کدامیک به درگاهت بنالم و گریه کنم؟ از دردناکی عذاب آخرت بنالم یا از طول مدت آن بلای سخت زاری کنم؟ پس تو اگر مرا با دشمنانت به انواع عقوبت معذب گردانی و با اهل عذابت همراه کنی و از جمع دوستان و خاصانت جدا سازی، در آن حال گیرم که بر آتش عذاب تو ای خدا و سید و مولای من صبوری کنم،چگونه بر فراق تو صبر توانم کرد؟وگیرم آنکه بر حرارت آتشت شکیبا باشم،چگونه چشم از لطف و کرمت توانم پوشید؟ یا چگونه در آتش دوزخ آرام گیرم با این امیدواری که به عفوت دارم؟ ای سید و مولای من... به راستی سوگند می خورم که اگر مرا با زبان گویا گذاری،من در میان اهل آتش مانند دادخواهان ناله می کنم و بسی فریاد می زنم و مانند آنکه عزیزی گم کرده بر تو زار زار می گریم و به صدای بلند تو را می خوانم که ای یاور اهل ایمان و ای منتهای آرزوی عارفان و ای فریادرس فریادرسان و ای دوست دلهای راستگویان و ای خدای عالمیان....آیا درباره تو ای خدای منزه و ستوده گمان می توان کرد که بشنوی در آتش فریاد بنده مسلمی را که به نافرمانی در دوزخ زندان شده و سختی عذابت را به کیفر گناه می چشد و میان طبقات جهنم به جرم و عصیان محبوس گردیده و ناله اش با چشم انتظار و امیدواری به رحمت به سوی تو بلند است و به زبان اهل توحید تو را می خواند و به ربوبیت متوسل می شود؟ پس چگونه در آتش عذابت خواهد ماند در صورتیکه به سابقه حلم نامنتهایت چشم دارد؟ یا چگونه آتش به او الم رساند و حال آنکه به فضل و کرمت امیدوار است ؟یا چگونه شراره های آتش او را بسوزاند با آنکه تو خدای کریم ناله اش را می شنوی و مکانش را در آتش می بینی؟چگونه ماموران تو او را زجر کنند با آنکه به صدای "یا رب" تو را می خواند ... هیهات که هرگز چنین معروف نباشد و این گمان به فضل تو نرود... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 11:38 توسط سارا |
|
|
بدون اغراق از زيباترين دعاهاست كه بندبند آن حس لذت خاصي به من القا مي کنه...آره دعاي كميل خدايا من كسي را كه گناهانم را ببخشد و بر اعمال زشتم پرده پوشد و كارهاي زشتم را به نيك بدل كند،به جز تو نمي يابم.خدايي جز تو نيست اي ذات پاك و منزه،و ستايش مخصوص توست و من به عصيان بر خود ستم كردم و از ناداني بر نافرماني تو جرات يافتم و دلم آرام و خاطرم آسوده به ايهن بود كه هميشه مرا ياد كردي و بر من لطف و احسان فرمودي.اي خدا،اي مولاي من،چه بسيار كارهاي زشتم را مستور كردي و چه بسيار بلاهاي سخت را از من بگردانيدي و چه بسيار از لغزشها مرا نگاه داشتي و چه بسيار مكروه ها و ناپسندها كه از من دور كردي و چه بسيار ثناي نيكو كه من لايق آن نبودم و تو از من بر زبانها منتشر ساختي. ... اي خداي من،اي سيد و مولاي من ،آيا باور كنم كه مرا در آتش مي سوزاني با وجود آنكه به توحيد و يكتائيت گرويدم؟ و با آنكه دلم به نور معرفتت روشن گرديد ؟و زبانم به ذكرت گويا شد و در باطنم عقد محبتت استوار گرديد و بعد از آنكه از روي صدق و خضوع و مسكنت به مقام ربوبيت اعتراف كردم؟هيهات كه باور نمي كنم،تو اي خدا از آن كريمتر و بزرگوارتري كه آن كس را كه خود تربيت كرده اي ضايع گذاري و آنرا كه مقام قرب عطا كردي باز دور گرداني و آنرا كه بر در خود پناه دادي از درگاه رحمتت براني و آنرا كه خود كفايت امرش نموده و در حقش مهربان بوده اي باز به دست عقوبتش بسپاري و اي كاش اي خداي من و سيد من مي دانستم كه آيا تو آتش قهر و عذابت را مسلط مي كني بر آن رخسارها كه در پيشگاه عظمتت سر به سجده عبوديت نهاده اند؟يا بر آن زبانها كه از روي دستي ناطق به توحيد تو و گويا به سپاس تواند؟يا بر آن دلها كه از روي صدق و يقين به خدايي تو معترفند؟يا بر آن جانها كه از علم و معرفت در پيشگاه جلالت خاضع و خاشعند؟يا بر آن جوارحي كه مشتاقانه به مكانهاي عبادت و جايگاه طاعتت مي شتابند و به اعتقاد كامل از درگاه كرمت آمرزش مي طلبند؟ و هيچكس به تو اين گمان نمي برد و چنين خبري از تو اي خداي با فضل و كرم به ما بندگان نرسيده است... و اما زيباترين:"اي كه نامت دواي دردمندان و يادت شفاي بيماران است و طاعتت بي نياز از هرچه در جهان ،ترحم نما به جان كسي كه سرمايه اش اميد به تو و اسلحه اش گريه است.
ادامه دارد |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 7:14 توسط سارا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
خدا...خدا...خدا...
او با ماست ...همواره با ماست...نزدیکتر از آنچه تصور می کنیم.(نحن اقرب من حبل الورید) از او دور می شویم اما باز منتظر ما می ماند تا به سویش باز گردیم...و او باز مهربانانه ما را می پذیرد... او بی شک بهترین است...بهترین... دوستت دارم ای دوست داشتنی ترین... |
| پیوندهای روزانه |
|
پرسمان خبرگزاری آفتاب رسم انتظار رهپویان وصال پردیس من آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 |
| پیوندها |
|
رز سفید انتظارفرج پرچين راز دانلود ستون آزاد(طنز و کاریکاتور) اشراق نور(سایت یکی از اساتیدمون) بچه مثبت سكوت دل صراط منير منتظر آنچه در ضمير توست تجلي عشق حرفهاي خودماني |
|
RSS
|