تبليغاتX
ترنم باران
به نام خالق رویاهای سبز و آرزوهای آبی
به بعضی قسمتهای برخی دعاها که نگاه میکنی ناخوداگاه غرق شور و اشتیاق میشی و از خوندن اون قسمت لذت میبری...میخوام توی چندتا پست آینده در این مورد بنویسم...یعنی قسمتهایی از دعاها که به نظر من زیباترین قسمتهای اون دعان.

و امروز از دعای صباح میگم:

"خداوندا به عظمت خودت در جویبار دلم نهال چشمه های خشوع را بنشان

 خدایا از بیم خودت از گوشه های چشم من چشمه ها و قطرات اشک را روان کن

  خدایا سبک عقلی و بدخوییهای مرا به مهارهای قناعت مودب کن

   .....

   خدایا با دست امیدم در رحمتت را کوبیدم و به سوی تو فرار کردم در حالیکه از آرزوهایی که از حد گذشته است به تو پناهنده ام و انگشتان محبتم را به گوشه های عنایتت آویختم،پس چشم پوشی کن خدایا از گناهان و خطاهایی که فراهم کرده ام و از افتادنم به وادی هلاکت مسامحه کن زیرا که تو آقا و مولا و تکیه گاه و مایه امیدم هستی و تو نهایت خواسته و آرزویم هستی در دنیا و عقبی...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 11:11  توسط سارا | 

به مناسبت روز جهاني ماما

  امروز روز تازه ايست.روزي كه سپاس از عمق قلبها بر مي خيزد و مي كوشد تا راه خود را بيابد و بر زبان آيد.مي خواهم از تو بگويم ، از تو كه فروزنده عشقي،از تو كه مادر مهري، از تو كه همواره با راز خلقت آدمي عجين شده اي و همواره شكفتن نو غنچه هاي اميد را نظاره گري..و

   تو نخستين رحمت الهي در نجات انساني.قلبهاي پر لضطراب هر مادري با نگاه هاي دوست داشتني ات آرام ميگيرد و آمدن عزيزترين موجود زندگي را نويد مي بخشد...

  سلام به تو كه هر لحظه از زمان حياتي را اميد مي بخشي،سلام به تو كه زيبايي زندگي را نويد مي دهي .سلام به تو كه اولين نفس،اولين نگاه،اولين فرياد،اولين اشك و اولين عشق را مي بيني...

 

    آره امروز 15 ارديبهشت (5may) روز جهاني ماماست.شايد خيلي از شما دوستان اطلاع چنداني از اين حرفه در ايران نداشته باشيد.مامايي تنها رشته زيرگروه پزشكي است كه با مدرك كارشناسي مجوز مطب دريافت مي كند و نيز حق تجويز دارو را با اين مدرك خواهد داشت.دانشجويان مامايي از لحاظ رتبه تفاوت جنداني با رشته هاي بالاتر ندارند و حداقل تو كلاس ما، اگر اين همه سهميه ها نبود، بخصوص سهميه فرزندان هيئت علمي،خيلي از بچه ها مي تونستن رشته هايي مثل داروسازي و پزشكي رو بيارن.

   دانشجويان مامايي دانشكده ما مشكلات فراواني دارن كه با تلاشهايي كه ميكنن باز هم كسي براي حل اين مشكلات اقدام نميكنه...حالا بقيه بمونن يه عده از دانشجويان(در كل عده اي از جوانان امروزي) كاري كه نميكنن هيچ،با حرفاشون روحيه اونايي كه دغدغه مشكلات و دارن را تخريب مي كنن.

   ما حتي پارسال كه رييس جمهور به مشهد اومده بودن ايشون را هم  طي نامه اي در جريان مشكلاتمون قرار داديم اما تا امروز كه يكسال ميگذره هيچ خبري نشده!!!!!!!(دولت پاسخگو)؟؟؟؟

  البته تا حدي هم ميشه گفت" از ماست كه بر ماست" . آخه بيشتر بچه هاي مامايي مدام سرشون تو كتابه يا دارن واسه ارشد ميخونن و يا هم براي phd . اما هيچوقت با خودشون فكر نمي كنن كه بعد فارغ التحصيلي شون حتي اگه ارشد و phd هم داشته باشن اگه بازار اشتغال اينجوري باشه كه نميتونن كاري كنن.دانشگاه آزاد هم كه قوبونش برم هر سال كلي دانشجوي مامايي پذيرش ميكنه. البته با وجود اين همه ماما و اگر همه هم به كار گرفته شوند ما زير استانداردهاي جهاني هستيم،اما نميدونم چرا هيچكي به اين چيزا فكر نميكنه.

     تو دانشكده مون حتي يه تشكل هم نخواست واسه ما جشن بگيره اما اگه روز پرستار باشه همه سر اينكه كدومشون جشن بگيرن دعواشون ميشه..البته اين مطلب و حتما دوستاي پرستاري خودم مي خونن اما خودشون ميدونن كه تو دانشكده ما پرستار سالاريه كه البته باز هم به خودمون بر ميگرده. البته حتما به ما حق خواهند داد كه تو اين دانشكده مظلوم واقع شديم...ازشون خواهش ميكنم نظرشون و بدن...

   به هر حال مشكل كه فراوونه .واسه امروز تنها كاري كه تونستيم بكنيم ترتيب دادن يه جلسه با حضور رييس دانشكده مونه  واسه بيان مشكلاتمون.هر چند خيلي از مشكلاتمون مربوط به دانشكده نيست بلكه به وزارت بر مي گرده اما خوب ديگه از هيچي بهتره...

واسمون دعا كنين...

راستي ازتون ميخوام كه نظرتون رو و تلقي تون  رو راجع به رشته مامايي بگين..ممنون ميشم..

يه بار ديگه اين روز رو به تمام ماماهاي عزيز و بخصوص دوستان گلم تبريك ميگم...

 

 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 8:41  توسط سارا | 

 

خداوند خورشيدي است كه از پشت پلكهاي تو طلوع مي كند

    نه آن كه چشم باز كني و خدا را ببيني،

       بلكه چشم باز كن تا خداوند از دريچه چشمان تو به زندگي نگاه كند.

          خداوند در نگاه تو نشسته است.

            او منتظر بيداري توست.

               بيداري تو طلوع خداوند است...

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 9:7  توسط سارا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
خدا...خدا...خدا...
او با ماست ...همواره با ماست...نزدیکتر از آنچه تصور می کنیم.(نحن اقرب من حبل الورید)

از او دور می شویم اما باز منتظر ما می ماند تا به سویش باز گردیم...و او باز مهربانانه ما را می پذیرد...
او بی شک بهترین است...بهترین...
دوستت دارم ای دوست داشتنی ترین...

پیوندهای روزانه
پرسمان
خبرگزاری آفتاب
رسم انتظار
رهپویان وصال
پردیس من
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
پیوندها
رز سفید
انتظارفرج
پرچين راز
دانلود
ستون آزاد(طنز و کاریکاتور)
اشراق نور(سایت یکی از اساتیدمون)
بچه مثبت
سكوت دل
صراط منير
منتظر
آنچه در ضمير توست
تجلي عشق
حرفهاي خودماني
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM