![]() |
![]() |
|
| به نام خالق رویاهای سبز و آرزوهای آبی |
|
سلام مهربان پروردگارم... ميدانم كه ميداني اين بار متفاوت از گذشته تو را مي خوانم...با تمام وجود... تو را در كنارم و لحظه لحظه همراهم حس كردم و چه زيبا بود با تو تنها شدنها...اما چه كم خواستم تا با تو تنها باشم....افسوس........... تو را در ذره ذره رمل هاي فكه،در ميان گلهاي فتح المبين و در سرخي خون آلود غروب شلمچه ديدم....تو را در لابلاي نيزارهاي اروند و در مظلوميت خاكهاي طلائيه حس كردم...و در غوغاي انفجار چزابه ... تو را ديدم...چه لطيف و مهربان در كنارم بودي...حضورت مرا از خود بيخود كرده بود و چنان مات و مبهوت بدنبال خودم ميگشتم كه گويي از نو متولد شدم...آري تو بودي و مرا تولدي ديگر بخشيدي.... مهربانم مرا ياري كن تا همچنان متولد شده از نو باقي بمانم و همواره حضور سبزت در كنارم را احساس كنم...خدايا كمكم كن تا از ياد نبرم آنچه را كه ديدم و مگذار بار ديگر غرق در بي هويتي و غفلت خود شوم.... دوستت دارم......
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت 8:39 توسط سارا |
|
|
سالها مي گذرد ولي غمهاي او پايان نيافته و هر روز مصائب جديد بر قلب مهربانش سنگيني مي كند.چشمانش به در مانده تا ما از سفر گناه باز آييم و نگوييم او غايب است؛ كه ما،به سفر غفلت رفتگان، از او غايب و بي خبريم. او دهها و صدها سال تنهاي تنها زيست،ولي زندگي او در زمان ما تنهاترين تنهايي را براي او رقم زده است. او در اوج تنهايي به سر مي برد در اوج تنهايي...
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386ساعت 16:54 توسط سارا |
|
|
خدا انسان و عشق
این است امانتی که بر دوش انسان سنگینی می کند و این است آن پیمانی که در نخستین بامداد خلقت با خدا بستیم و خلافت او را در کویر زمین تعهد کردیم... دکتر شریعتی |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386ساعت 7:54 توسط سارا |
|
|
دختران روستا به شهر فكر مي كنند! دختران شهر در آرزوي روستا مي ميرند! مردان كوچك به آسايش مردان بزرگ فكر مي كنند! مردان بزرگ در آرزوي آرامش مردان كوچك مي ميرند! كدامين پل در كجاي جهان شكسته است كه هيچ كس به خانه اش نمي رسد!!!!! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386ساعت 7:44 توسط سارا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
خدا...خدا...خدا...
او با ماست ...همواره با ماست...نزدیکتر از آنچه تصور می کنیم.(نحن اقرب من حبل الورید) از او دور می شویم اما باز منتظر ما می ماند تا به سویش باز گردیم...و او باز مهربانانه ما را می پذیرد... او بی شک بهترین است...بهترین... دوستت دارم ای دوست داشتنی ترین... |
| پیوندهای روزانه |
|
پرسمان خبرگزاری آفتاب رسم انتظار رهپویان وصال پردیس من آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 |
| پیوندها |
|
رز سفید انتظارفرج پرچين راز دانلود ستون آزاد(طنز و کاریکاتور) اشراق نور(سایت یکی از اساتیدمون) بچه مثبت سكوت دل صراط منير منتظر آنچه در ضمير توست تجلي عشق حرفهاي خودماني |
|
RSS
|